تبلیغات
عشق - راز قتل مهتاب ابوالحسن پور
 
عشق
منتظر انتقاد و پبشنهاد های شما هستم h.b990@tyahoo.com
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : لیلی مجنون
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در باره این وبلاگ و مطالبش چیست؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646

قبل از اینكه بخوام در مورد مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور مطالبی بنویسم، بر خود لازم میدونم بعنوان پیش آگهی، چیزهای مهمی را برای شما عزیزان بازگو كنم:

مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور، متولد 1374/01/10  در شهرستان میانه می باشد. پدرش آقای زیداله ابوالحسن پور، متولد 1336در شهرستان میانه و كارمند آموزش و پرورش میانه بوده و بعد از 30 سال خدمت صادقانه شغل معلمی، به درجه بازنشستگی نائل گردیده است. مادرش خانم فریده محمدزاده، متولد 1342 در شهرستان میانه بوده كه در تیرماه سال 1390 بعد از تحمل سالها بیماری MS، به رحمت خدا رفته. برادرش مسعود  ابوالحسن پور، متولد 1366 در شهرستان میانه می باشد كه دوران خدمت مقدس سربازی خود را می گذراند.

مورخه 1390/06/29 بود كه مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور را جهت تشكیل پرونده توانبخشی...

قبل از اینكه بخوام در مورد مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور مطالبی بنویسم، بر خود لازم میدونم بعنوان پیش آگهی، چیزهای مهمی را برای شما عزیزان بازگو كنم:

مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور، متولد 1374/01/10  در شهرستان میانه می باشد. پدرش آقای زیداله ابوالحسن پور، متولد 1336در شهرستان میانه و كارمند آموزش و پرورش میانه بوده و بعد از 30 سال خدمت صادقانه شغل معلمی، به درجه بازنشستگی نائل گردیده است. مادرش خانم فریده محمدزاده، متولد 1342 در شهرستان میانه بوده كه در تیرماه سال 1390 بعد از تحمل سالها بیماری MS، به رحمت خدا رفته. برادرش مسعود  ابوالحسن پور، متولد 1366 در شهرستان میانه می باشد كه دوران خدمت مقدس سربازی خود را می گذراند.

مورخه 1390/06/29 بود كه مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور را جهت تشكیل پرونده توانبخشی، به اداره بهزیستی آوردند و بنده ایشان را تحت ارزیابی ذهنی و روانی قرار دادم. مرحومه، دارای هوش ردیف متوسط با بهرة 50- 45 بود كه از نظر طبقه بندی های منابع قدیمی روان شناسی، جزو كودكان تربیت پذیر به شمار می رفت. علت معلولیت ذهنی مهتاب، زایمان سخت مادر بوده كه منجر به عقب ماندگی ذهنی وی گردیده است. مرحومه، دارای چهره و جمجمه طبیعی بود. درك و عملكرد شنوایی و بینایی در حد متوسط داشت. مشكلات حركتی نداشت و فاقد تشنج بود. درك گفتار و زبان متوسطی داشت و كلامش نیز قابل درك بود. ارتباط چشمی و كلامی خوبی داشت و نیز خودیاری وی در منزل هم خوب بود. نسبت به رنگها شناخت داشت، تا عدد 16 می توانست به ترتیب بشمارد، اعضای خانواده را می شناخت، قضاوتش هم در حد بسیار ابتدایی بود، پول را می شناخت ولی ارزش آن را نمی دانست، عملیات ریاضی نیز برایش قابل درك نبود. در كل دختری بود كه نگهداری وی آنچنان سخت نبود و حتی در تمیز كردن خانه نیز استعداد خوبی داشت. سابقه یكسال تحصیل در مدرسه استثنائی ایثار میانه را داشت و بعدها نیز به مدت یكسال در مركز آموزش و توانبخشی بقیه الله تحت نظارت اداره بهزیستی میانه، مشغول به فراگیری مهارتهای زندگی بود.

آقای زیداله  ابوالحسن پور، حدود 4 ماه گذشته با زنی بنام فاطمه- ك دارای مدرك تحصیلی كارشناسی ارشد زبان، كه قبلا نیز یك ازدواج ناموفق داشته، ازدواج می كند و در زمان بعد از ازدواج با وی، متوجه یك پارگی عمیق از ناحیه جناغ سینه تا شكم كه جای بخیه آن كاملا مشهود بوده می شود و همچنین چند جای چاقو و یك پارگی در ناحیه زیر حنجره نیز داشته كه درصدد بر می آید تا علت این آسیبها را بداند كه خانم فاطمه- ك اظهار می دارد كه در اثر تصادف با موتور سیكلت ایجاد شده است و آقای ابوالحسن پور هم به این گفته وی قانع می شود.

آقای ابوالحسن پور اظهار داشت كه در مدت این چهار ماه، نهایت خدمت را به همسرش نموده و از هیچ خدمتی نیز دریغ ننموده است.

قبل از 13 به در سال 91 در روز حادثه، آقای ابوالحسن پور اظهار داشت كه هیچ مشكل خاصی اصلا وجود نداشت و ایشان برای گرفتن دوش، به حمام می روند و بعد از مدتی كه می خواهند از حمام خارج شوند، متوجه قفل بودن درب حمام می شوند كه هرچقدر داد می زنند، كسی درب حمام را باز نمی كند و لذا مجبور می شود كه از پنجره رو به حیاط منزل، از اعضای خانواده خود كسی را صدا بزند كه متوجه می شود ماموران نیروی انتظامی از در و دیوار منزلش وارد حیاط می شوند و وقتی درب حمام را باز می كنند، ماموران نیروی انتظامی با ذهنیت اینكه وی می خواسته اثرات خون را پاك كند، به دستهای آقای ابوالحسن پور دستبند می زنند ولی بعدا متوجه می شوند كه ایشان اصلا از ماجرا خبر ندارد.

وقتی آقای ابوالحسن پور از به قتل رسیدن دخترش توسط همسر دومش خانم فاطمه- ك باخبر می شود، با جنازه مهتاب روبرو می شود كه سرش را كاملا از بدنش جدا نموده و روی بدنش گذاشته اند همانند سر بریدن های عبدالمالك ریگی.

لازم به توضیح است كه مرحومه مهتاب  ابولحسن پور، توسط پدرش نگهداری می شد و به هیچوجه در مراكز نگهداری شبانه روزی بهزیستی، نگهداری نمی شد. آقای ابوالحسن پور بعداً متوجه می شود كه همسرش خانم فاطمه- ك، دچار بیماری اعصاب و روان می باشد كه قبلا نیز از بیماران آقای دكترحاجی قاسمی متخصص اعصاب و روان بوده كه گویا به ادامه درمان خود نپرداخته است. خانواده قاتل نیز در زمان ازدواج ایشان با آقای ابوالحسن پور، هیچ حرفی در مورد بیماری وی به ایشان نگفته بودند. ضمناً پارگی در ناحیه سینه و شكم و دست قاتل كه قبلا توضیح داده شد كه در اثر تصادف با موتورسیكلت ایجاد شده است، مشخص گردید كه ایشان دروغ گفته اند و پارگی ها نیز ناشی از خودكشی بوده است و قاتل هیچ ترسی از بابت چاقو و اشیاء تیز نداشته است و گویا قبلاً نیز مهارت بریدن را نیز كسب نموده است. به هر حال قاتل هم اكنون در زندان میانه به سر می برد و منتظر نتیجه نظرات قضات محترم دستگاههای قضائی می باشد.

چند روزی است كه مردم در مورد این موضوع اسفناك صحبتهای ضد و نقیضی می كنند كه شایعات زیادی در شهر در حال پخش بوده و هست ولی اصل ماجرا همین بود كه نوشته شد. خانم فاطمه- ك مبتلا به بیماری اعصاب و روان است كه بیماری اش قابل كنترل با دارو بوده است و در ارتكاب جرم نیز به نظر بنده، دچار جنون نشده است چرا كه پاهای مرحومه مهتاب را قبل از سر بریدن،  بسته و بعد از ارتكاب جرم نیز با ماموران نیروی انتظامی تماس گرفته و خودش را معرفی نموده است.

دیروز آقای ابوالحسن پور به دفتر بنده مراجعه نمودند و بنده نیز ضمن اظهار همدردی با ایشان كه در طول 10 ماه، دو مصیبت بزرگ را متحمل شده اند، كه یكی فوت همسر اولش و دومی به قتل رسیدن دخترش توسط نامادری اش بود، كل ماجرا را از ایشان جویا شدم و چون اظهار داشتند كه یكی دو نفر از كاربران سایت میانالی، داستان را پیچانده و مطالب ضد و نقیض به اطلاع دیگران رسانیده اند، با كسب اجازه از آقای ابوالحسن پور، تصمیم گرفتم كل ماجرا را به دلیل شناخت قبلی از ایشان و دختر مرحومش كه از مددجویان اینجانب بود، جهت اطلاع دوستان و جلوگیری از شایعات پراكنده، در سایت قرار دهم. در آخر نیز ضمن تسلیت به خانواده محترم آقای ابوالحسن پور، عكس مرحومه مهتاب  ابوالحسن پور را كه خودم در شهریورماه سال 90 از ایشان گرفتم، به پیوست مطلبم جهت مشاهده دوستان، قرار میدهم.

این دومین قتلی است كه در میانه در طول چند سال اخیر تاكنون شاهد می باشیم. اداره بهداشت و درمان میانه باید برای حفظ امنیت مردم، تدابیر پزشكی اتخاذ نماید و در این مورد نیز بهتر است از متخصصان خبره استفاده نماید. بیماران اعصاب و روان باید تحت درمان و پیگیری قرار بگیرند و روانپزشكان بعنوان دارو درمانگران این بیماران، باید در كار خود كوتاهی نكنند و اگر بیماری، واقعاً وضعیت نامناسب دارد، سریعاً برای بستری و درمان و گاهاً برای نگهداری مادام العمری آنها در مراكز ویژه، اقدام نمایند و شبكه بهداشت و درمان نیز باید چاره ای برای جلوگیری و پیشگیری از چنین حوادثی بیاندیشد. بسیاری از بیماران همچون محمد آسوده كه چند سال قبل امام جمعه محترم میانه را به قتل رساند، واقعاً پول دارو برای درمان خود را نداشت و متولیان امر باید به این موضوع رسیدگی اساسی كنند تا در آینده شاهد خانواده هایی داغدار نباشیم.

شهرستان میانه و هر شهر دیگری از استان و حتی كشور، بیماران روانی زیاد دارد و باید مراكزی مخصوص جهت رسیدگی به این موضوع اختصاص دهند. دفترچه های درمانی مخصوصی برای آنها صادر نمایند و حتی درمان آنها را به صورت رایگان انجام دهند و هزینه هایی را برای چنین كاری صرف نمایند. هزینه های بالای ویزیت روانپزشك، عدم به كارگیری روان شناس و مددكار در مطبهای روانپزشكی، و نیز عدم پیگیری درمانهای مریضان روان پزشكی، از عمده كوتاهی های شبكه بهداشت و درمان می باشد كه باید در درجه اول ریاست محترم شبكه بهداشت و درمان، ریاست محترم نظام پزشكی، شورای محترم شهر، فرمانداری محترم، ریاست محترم اداره بهزیستی، و در راس آنها، نمایندگان محترم شهرستان، به این موضوعات اهمیت اساسی بدهند و اعتبارات لازم را از دولت دریافت كنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1396/05/14 01:55 ب.ظ
I want to to thank you for this fantastic read!! I definitely enjoyed every bit of it.
I've got you book marked to look at new stuff you post…
1396/05/10 04:17 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this
post is amazing, nice written and come with almost all important infos.
I would like to look more posts like this .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر